هم‌کار
ندا جعفریان دات کام
درباره من

 

 

مطالب اخیر

[recent_posts layout="default" columns="1" number_posts="10" cat_slug="" exclude_cats="Links" thumbnail="no" title="yes" meta="no" excerpt="no" excerpt_length="35" strip_html="yes" animation_type="0" animation_direction="down" animation_speed="0.1" class="" id=""][/recent_posts]

بیشتر بخوانید

[recent_posts layout="default" columns="1" number_posts="10" cat_slug="Links" exclude_cats="" thumbnail="no" title="yes" meta="no" excerpt="yes" excerpt_length="100" strip_html="no" animation_type="0" animation_direction="down" animation_speed="0.1" class="" id=""][/recent_posts]

مشترک شوید

صحبت متفرقه پیش از شروع مذاکره می تواند تاثیر زیادی در موفقیت داشته باشد، البته اگر مرد هستید!

By | ۱۵ دی ۱۳۹۵|تحلیل|

پژوهشی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که مردان از گپ و صحبت متفرقه پیش از شروع مذاکره سود می برند ولی زنان نه. البته این به این معنا نیست که صحبت متفرقه پیش از مذاکره به ضرر زنان باشد، اما سودی هم ندارد.

این پژوهش به این صورت انجام شد که به ۱۷۶ شرکت کننده متن مذاکره ای داده شد. در تعدادی از متن ها، مذاکره کننده مردان یا زنانی بودند که مذاکره را با صحبت متفرقه شروع می کردند و در تعدادی دیگر، مذاکره کننده (مرد یا زن) بدون صحبت متفرقه، سر اصل مطلب می رفتند.

مردانی که مذاکره را با گپ زدن شروع می کردند در مقایسه با مردان دیگر، امتیاز بیشتری در سوالات مربوط به برداشت کلی، اعتماد و امکان ایجاد ارتباط محکم در آینده  گرفتند. در نهایت از شرکت کنندگان خواسته شد تا مبلغ پیشنهادی خود را ذکر کنند. آنها به مردانی که مذاکره را با صحبت های متفرقه شروع کرده بودند، ۸ درصد بیشتر از زنانی که چنین کرده بودند پول پیشنهاد کردند. آن مردان به طور متوسط ۱۰۹۰۰ دلار و زنان ۱۰۱۰۰ دلار دریافت کردند. در مقابل زنانی که صحبت متفرقه نکرده بودند، ۱۰۲۰۰ دلار دریافت کردند.

منبع: وال استریت ژورنال

پدران شاغلی که زمان بیشتری صرف مراقبت از فرزندانشان می کنند رضایت شغلی بالاتری دارند

By | ۱۴ آذر ۱۳۹۵|Uncategorized, تحلیل|

تحقیقات نشان داده است اختصاص دادن زمان بیشتر برای مراقبت از فرزندان موجب احساس بهتر در پدران می شود. به طور معمول مادران دارای فرزند زیر ۱۸ سال دو برابر مردان زمان صرف مراقبت از فرزندان می کنند: ۱٫۸۶ ساعت در برابر ۰٫۹۱ ساعت در روزهای کاری.

مردانی که در نگهداری فرزند مشارکت کنند، با نگاه مثبت مدیر و همکاران مواجه می شوند. همچنین مردان برای اینکه کمی زودتر از محل کار خارج شوند یا صبح کمی دیرتر بیایند، عمدتا نیاز به هماهنگی رسمی یا کم کردن از ساعت کاری تمام وقت ندارند و معمولا به صورت غیر رسمی ساعت کار خود را کم می کنند.

هر چه مردان زمان بیشتری را به فرزندانشان بگذرانند احساس بهتری نسبت به کارشان دارند و کمتر احتمال دارد استعفا دهند. اما برای مردان هم محدودیت در بهره مند شدن از مزایای وقت گذاشتن برای فرزندشان وجود دارد. مردانی که از حدی بیشتر برای مراقبت از فرزندان وقت می گذارند ممکن است به موانعی مشابه موانع مادران در کار مواجه شوند یا حتی در محیط کار مورد تمسخر واقع شوند.

تحقیقات نشان داده است حمایت مدیران از پدران شاغل برای وقت گذاشتن برای فرزندان باعث افزایش هویت شغلی آنان می شود و در نتیجه تلاش و عملکردشان بهبود می یابد و ترک شغل کم می شود. بنابراین لازم است سازمان ها توجه کنند که مردان برای وقت گذاشتن برای خانواده و فرزندان تشویق و حمایت شوند.

منبع

سندروم زنبور ملکه یا چرا زنان (گاهی) به یکدیگر کمک نمی کنند- ۲

By | ۲۳ مرداد ۱۳۹۵|تحلیل, گزارش و آمار|

در بخش اول مطلب «سندروم زنبور ملکه یا چرا زنان (گاهی) به یکدیگر کمک نمی کنند» با تعریف سندروم زنبور ملکه آشنا شدیم که می گوید زنان ذاتا تمایل دارند که زنان دیگر را عقب بزنند. در عین حال با نمونه های بسیاری از نقض این باور آشنا شدیم و دانستیم که این موضوع آنقدر که فکر می کنیم گسترده و رایج نیست و دلیل وجود این تصور، انتظارات و استاندارد دوگانه ما درمورد زنان و مردان است.

[سندرم زنبور ملکه یا چرا زنان (گاهی) به یکدیگر کمک نمی کنند- ۱]

ولی آیا سندروم زنبور ملکه ریشه در واقعیت دارد؟ آیا زنان نسبت به زنان دیگر بدجنس تر از زنان نسبت به مردان یا مردان نسبت به زنان و مردان هستند؟

تحقیقات، مواردی را نشان داده است که این موضوع را تایید می کند. به عنوان مثال، تحقیقی در مورد طرز تلقی استادان از دانشجوهای دکترایشان نشان داده است که علیرغم تعداد مقاله های چاپ شده و میزان تعهد برابر، استادان زن (و نه مرد) دانشجوهای زن را کمتر از دانشجوهای مرد، متعهد به کارشان ارزیابی کردند. اما در این مورد هم نکته جالب توجه این بود، که نسل قدیمی تر استادان زن رفتار زنبور ملکه داشتند و این موضوع در استادان جوان زن دیده نشده است. دلیل این تفاوت نسل ها چیست؟ آیا به محیطی که در آن استادان زن مسن تر مسیر شغلی خود را دنبال کردند برمی گردد؟

مطالعات دیگری نیز این موضوع را تایید کرده است که زنبورهای ملکه عامل نابرابری نیستند، بلکه خود نتیجه نابرابری هستند.  وقتی در فضایی تبعیض جنسیتی و کلیشه های جنسیتی وجود دارد، زنانی که کمتر خود را با جنسیتشان تعریف می کنند، و نیز ارتباطات کمتری با همجنسان خود دارند، بیشتر محتمل است تلاش کنند خود را متفاوت و جدا از زنان دیگر نشان دهند، مثلا بگویند:«من مثل بقیه زنان نیستم، من شغلم برایم اولویت اول دارد.»

مطالعات دیگر نشان داده است که زنانی که از استخدام و ترفیع زنان دیگر حمایت کنند در ارزیابی عملکرد امتیاز کمتری می گیرند. این موضوع برای گروه های تحت تبعیض دیگر نظیر رنگین پوست ها و همجنس گرایان نیز صادق است. و در عین حال سندروم زنبور ملکه هم در این گروه ها دیده می شود. باید توجه داشت که فاصله گرفتن از گروه تحت تبعیض برای یک فرد می تواند مفید باشد اما به کل گروه آسیب می زند، چرا که این باور وجود دارد که افراد نمی توانند نسبت به گروه خودشان بایاس داشته باشند، هرچند این باور حقیقت ندارد.

پس چه چیزی مانع بروز رفتار زنبور ملکه می شود؟ شناخته شدن به عنوان یک زن. مطالعه ای روی پلیس های زن نشان داده است آنان که هویت زنانه قوی تری دارند، در مقابل تبعیض جنسیتی تلاش می کنند فرصت های بیشتری برای زنان به وجود آورند.

در عین حال راه هایی برای زنان وجود دارد که به یکدیگر کمک کنند بدون این که به خودشان آسیب بزنند. یکی از این راه ها راهنمایی و مشاوره به زنان دیگر است. زنان بابت آن جریمه نمی شوند و در عین حال اثر بسیار زیادی روی موفقیت زنان دیگر دارد. در مطالب بعدی درباره راه های کمک کردن زنان به یکدیگر می خوانیم.

منبع: نیویورک تایمز، Sheryl Sandberg on the Myth of the Catty Woman  و آتلانتیک، Why Women (Sometimes) Don’t Help Other Women و وال استریت ژورنال، Women Penalized for Promoting Women

*

تلگرام: telegram.me/hamkaar

وبسایت: nedajafarian.com/wib

فیس بوک: facebook.com/hamkar.wib

گوگل پلاس: plus.google.com/u/0/103531601096054619349

سندرم زنبور ملکه یا چرا زنان (گاهی) به یکدیگر کمک نمی کنند- ۱

By | ۱۳ مرداد ۱۳۹۵|تحلیل, گزارش و آمار|

بارها شنیده ایم که بزرگترین دشمن زنان، یک زن است. زنان به یکدیگر کمک نمی کنند، اگر زنی برای مشورت سراغ زن دیگری برود، در را به روی او می بندد. بارها شنیده ایم که زنی بگوید: «ناراحتم که این را می گویم، ولی بدترین رییسی که داشته ام زن بوده است.»

خب، اینها باورهای رایجی هستند، اما از لحاظ آماری درست نیستند!

دو تصور درباره در نقش زنان در قبال زنان دیگر در جامعه وجود دارد: «زن نیکوکار» و «زنبور ملکه».

زن نیکوکار یک زن ایده آل است. این باور وجود دارد که زنان تعهد اخلاقی دارند که از یکدیگر پشتیبانی و حمایت کنند. همه زنان با تبعیض جنسیتی مواجه هستند، بنابراین باید بیشتر روی تبعیضی که به دیگر زنان روا می شود، حساس باشند. اگر زنان به یکدیگر کمک نکنند، خیانت بزرگی مرتکب شده اند.

از سوی دیگر، ایده زنبور ملکه می گوید که در واقعیت زنان نمی توانند با هم کنار بیایند و به طور ذاتی تمایل دارند که زنان دیگر را عقب بزنند. زنبور ملکه، زن موفقی است که به جای اینکه از قدرتش برای کمک کردن به زنان دیگر استفاده کند، سعی می کند زنان همکارش را کوچک کند. بر اساس نظریه زنبور ملکه، یک مدیر ارشد زن بر زنان دیگری که می خواهند در رده های سازمانی پیشرفت کنند، اثر منفی دارد.

واقعیت این است که تحقیقات خلاف این را ثابت می کند. تحقیقات بسیاری نشان داده است که زنان برای زنان دیگر فرصت ایجاد می کنند. در بسیاری از سازمان ها زنان علیرغم توانمندی های بسیار از پیشرفت باز می مانند، اما در صورتی که زنی عضو هیئت مدیره باشد، شانس پیشرفت زنان در آن سازمان بیشتر می شود. تحقیقات نشان داده است که ۷۳ درصد زنان در مسیر شغلی خود یک مشاور و راهنمای زن داشته اند و ۶۵ درصد زنانی که در زندگی شغلی خود راهنمای زن داشته اند، در آینده راهنمای یک زن دیگر بوده اند.

بله، زنبورهای ملکه وجود دارند، اما آنقدر که فکر می کنیم متداول نیستند. زنان ممکن است نسبت به زن دیگری بدجنسی کنند، اما نه بیشتر از مردان نسبت به مردان دیگر. اما در مردان این موضوع به چشم نمی آید. ما انتظار داریم زنان خوب و مهربان باشند، ولی از مردان انتظار داریم سلطه جو باشند. وقتی زنان تصور کلیشه ای ما را نقض می کنند، بیرحمانه تر مورد قضاوت قرار می گیرند.

در تحقیقاتی از شرکت کنندگان خواسته شد تا متنی را درباره یک بحث و تعارض در محیط کار مطالعه کنند. این تعارض میان دو زن، دو مرد یا یک زن و یک مرد بوده است. تعارض یکسان بود، ولی وقتی متن درباره دو زن بود، شرکت کنندگان بحث را مخرب تر ارزیابی می کردند و بیشتر انتظار داشتند که منجر به استعفای آنان شود.

آیا کلیشه زنبور ملکه هیچ حقیقت دارد؟ آیا در شرایطی زنان نسبت به زنان دیگر بیش از حد معمول بدجنسی می کنند؟ زنان چطور باید بیشتر یکدیگر را حمایت کنند؟ در آینده بیشتر راجع به این موضوعات صحبت می کنیم.

منبع: نیویورک تایمز، Sheryl Sandberg on the Myth of the Catty Woman  و آتلانتیک، Why Women (Sometimes) Don’t Help Other Women

*

تلگرام: telegram.me/hamkaar

وبسایت: nedajafarian.com/wib

فیس بوک: facebook.com/hamkar.wib

گوگل پلاس: plus.google.com/u/0/103531601096054619349

تبعیض مثبت؛ آری یا خیر؟

By | ۲۲ فروردین ۱۳۹۴|تحلیل|

«پژواک» در بخش نظرات مطلب «سخن گفتن از کلیشه ها چه تاثیری دارد؟» این موضوع را بیان کرده است:

«من دارم کم کم متقاعد میشم که ظرفیت گذاری جنسیتی بد هم نیست. مثلا تو خیلی از شرکت ها الان بحث این هست که باید پنجاه درصد مدیران ارشد زن باشن. از طرفی خیلی ها اعتراض میکنن که این خودش نوعی تبعیضه، ولی از اون طرف وقتی ظرفیت گذاری باشه، مجبور میشن که به کارمندایی که نزدیک تر به مشاغل مدیران ارشد هستند موقعیت رشد داده بشه و این مدیریت مرد سالارانه کم کم از بین بره.»

در اینجا می خواهیم به این سوال اساسی پاسخ دهیم که آیا با توجه به شرایط موجود، تبعیض مثبت به نفع زنان امری قابل قبول است؟

جواب من به این سوال ساده است: خیر. اگر ظرفیت گذاری جنسیتی از هر نوع منجر به این شود که فردی به واسطه جنسیت خود بدون داشتن شایستگی های لازم امتیازی را دریافت کند، در هر حالت غیر اخلاقی، منافی کرامت انسانی و آسیب زننده است، و در صورتی که این اتفاق در یک سازمان (که موضوع بحث ماست) روی دهد، به دلیل آسیبی که به کارایی و بهینگی تخصیص منابع سازمان می زند، موجب اتلاف منابع و در دراز مدت غیر قابل دوام و پیگیری است.

پس چه باید کرد؟ بیایید موضوع را بیشتر بشکافیم. به نظر می رسد طرح این سوال از دو پیشفرض درست نشات گرفته است:

  • ایجاد تعادل جنسیتی در سازمان ها ضروری است. درستی این پیشفرض در مطالب «زنان چه نقشی در اقتصاد ایفا می کنند؟» و «زنان در سازمان های آمریکا» با استناد به تحقیقات انجام شده، مطرح شده است. تحقیقات بسیار دیگری نیز وجود دارد که در مطالب آینده مطرح خواهد شد که همگی به صراحت به این امر صحه می گذارد. این استدلال ها فارغ از مباحث انسانی و تنها از دید سودآوری سازمانی است. از دید انسانی و اجتماعی، که بالاتر از مباحث سازمانی و در درجه اول اهمیت قرار دارد، داشتن فرصت های برابر و رشد و شکوفایی اجتماعی و استقلال اقتصادی برای سلامت روانی زنان و در نتیجه کل جامعه حیاتی است. در جامعه ما با توجه به بالا بودن تحصیلات دانشگاهی زنان و پایین بودن مشارکت زنان در اقتصاد اتلاف منابع عظیمی را شاهد هستیم که به جرات می توان ادعا کردن بدون استفاده از این پتانسیل نهفته، کشور ما هرگز به رشد اقتصادی شایسته خود نخواهد رسید.
  • عدم وجود قوانین صریح و مکتوب بر علیه حضور و رشد زنان در سازمان ها به تنهایی منجر به ایجاد تعادل نشده است. در حقیقت اصطلاح «سقف شیشه ای» ریشه در این واقعیت دارد. اشتغال و پیشرفت شغلی زنان ابعاد متنوع و گسترده ای دارد. این ابعاد را در مطالب قبلی تا حدی مطرح کردیم و پس از این بیشتر هم به آن خواهیم پرداخت.

حال با توجه به نکات ذکر شده، نامطلوب بودن شرایط فعلی و غیراخلاقی بودن اعمال تبعیض مثبت جنسیتی، چه راه حلی وجود دارد؟ یک راه حل موثر «سیاست گذاری» است. این سیاست گذاری می تواند در سطح کلان برای افزایش مشارکت زنان در اقتصاد یا در سطح سازمانی باشد.

متاسفانه یکی از حلقه های ضروری ولی مغفول در سازمان های ایرانی سیاست گذاری منابع انسانی به طور کلی است. اغلب سازمان ها اهمیتی که برای برنامه ریزی مالی، فروش و تولید قایل هستند برای برنامه ریزی منابع انسانی قایل نیستند، در حالیکه توجه به این جنبه برای رشد و سودآوری سازمان ضروری است. در چنین برنامه ریزی هایی آموزش و طرح های جانشین پروری نقش اساسی دارد. با استفاده از همین ابزارها می توان در جهت افزایش تعادل جنسیتی حرکت کرد. به عنوان مثال یک سازمان می تواند برنامه ریزی کند در بازه زمانی پنج ساله، درصد پرسنل زن خود را از ۴۰ درصد به ۴۵ یا ۵۰ درصد، مدیران میانی زن را از ۲۰ به ۳۰ درصد برساند و حداقل یک نفر مدیر ارشد زن داشته باشد. طبیعتا این فقط یک مثال است و با توجه به شرایط سازمان و صنعت می تواند متفاوت باشد. با توجه به واقعیت های جامعه ما، میزان حضور زنان در اجتماع، میزان مدارک دانشگاهی و توان علمی زنان در بسیاری از شرکت های ایرانی در صنایع مختلف چنین طرح هایی قابل پیاده سازی و ضروری است. راه طولانی و دشوار است اما تنها راه عملی و کارا برای رسیدن به برابری برنامه ریزی مستمر و حرکت در این راه است. این حرکت نیاز اساسی به عزم و خودباوری زنان و درک لزوم آن توسط سازمان ها دارد.